Mohsen Chavoshi - Shah Maghsood "Kurdish Subtitle" || محسن چاوشی ـ شاه مقصود

۶.۲ K


۳

ـ نوێکراوە ـ هۆنراوەی || حسێن سەفا ئاوازی || محسن چاوشی وەرگێڕانی || محەمەد ئەژی مۆنتاژی || ڕەوا عەبدوڵڵا © ـ ـ | تێکست این جنگل چوب خورده تو نعره های خفیفش شیر لگد خورده داره.. دریاست ، دریای تابوت رو شونه های نحیفش مرغابی مرده داره.. طفلک همش لنگ نونه این سفره هرچی که داشته برداشته و بذل کرده.. از تشنگی نصفه جونه این مشک دستاشو عمری نذر ابوالفضل کرده.. این صورت استخونی از فقر سیلی که می خورد درد و فراموش می کرد البته یادم نمیره... وقتی جوون بود با فوت خورشید و خاموش می کرد روحی که رو موج اف ام می نشست کنج اتاق و سرگرم بخت خودش بود لبخند میزد به آفت سیبی که نعشش همیشه زیر درخت خودش بود ای چرک رو اسکناسا ارابه ی ناشناسا پیکان دلتنگ ! بابا! بار تلنبار مونده از شهر و از یار مونده قربانی جنگ !بابا! پیژامه ی بی ادامه چشم انتظار یه نامه تسبیح و سجاده بابا!  ای سرفه های پر از دود ویرونه ی شاه مقصود از سکه افتاده بابا! می گفت جاهل که بودم عمر عزیزم هدر شد توی صف سینماها می گفت امروز دیگه نقش مهمی ندارم توی تئاتر شماها می گفت ده سال هر روز راه دوا خونه ها رو ترک موتور گریه کرده از اون سر چاله میدون تا این سر توپخونه با توپ پر گریه کرده.. می گفت ما مرغ شامیم حالا یا بزم عروسی یا مجلس سوگواری می گفت فرقی نداریم فرق ما دو تا شبیه اسب کالسکه ست و گاری می رفت و می گفت پشتِ لبخند سه در چهارم قسط عقب مونده دارم می گفت از من گذشته می رفت و می گفت امشب مهمون نا خونده دارم ای چرک رو اسکناسا ارابه ی ناشناسا پیکان دلتنگ بابا! بار تلنبار مونده از شهر و از یار مونده قربانی جنگ بابا! ای آخرین شاهنامه افسانه ی بی ادامه بی سنگ و کباده بابا! تنهایی پرده خونا ته مونده پهلوونا از اسب افتاده بابا!

Published by: Rawa Abdulla
Published at: ۱ month ago
Category: موسیقی